
آسمان بیدار است و زمین خفته به آغوش زمان
چرخها می چرخند روزها می آیند از پس شب های بلند
چه كسی می داند كه چه تقدیری از آیینه ها می آید
من گمان می دارم كه خداوند رحیم از پی تصویرها
كه تجلی گر اسرار الهی است پیامی دارد
من و تو می دانیم كه پی هر تقدیر حكمتی می آید
كه نگاهی دارد به تكرار زمان
و چراغی دارد به آینده ای روشن كه خطاها نكنیم
من و فرسایش دل
تو و تصمیم و مكان ما
و تقدیر و زمان
چه شود آخر این داستان بلند؟!
شب و روز می آیند
شب و روز می آیند.....